توضیح کامل و جامع کتاب انجیل های گنوسی
در دسامبر ۱۹۴۵، یک دهقان مصری به نام محمد علی السمان در حین کندن خاک در کوههای جبل الطارف، نزدیک شهر ناگ حمادی در مصر علیا، به کوزهای سفالی بزرگ برخورد. در درون آن کوزه، سیزده کتاب پاپیروسِ جلدچرمی پیدا کرد. این کشف تصادفی، که با سوزانده شدن بخشی از آن متون توسط مادر محمد علی همراه بود، پرده از یکی از مهمترین اکتشافات باستانشناسی قرن بیستم برداشت: مجموعهای از حدود پنجاه و دو متن از قرون اولیه مسیحیت که برای نزدیک به ۱۶۰۰ سال مدفون مانده بودند.
این نسخههای خطی که ترجمههای قبطی از متون اصلی یونانی بودند، به سرعت توجه دانشمندان را در سراسر جهان به خود جلب کرد. در جریان یک کشمکش پیچیده، دولت مصر اکثر آنها را مصادره و در موزه قبطی قاهره نگهداری کرد. بخشی از آنها از مصر قاچاق شد و پس از ماجراهای فراوان، به دست پروفسور ژیل کویسپل، مورخ برجسته دین در هلند، رسید. او با مطالعه اولین سطر یکی از این متون با هیجان خواند: «اینها کلمات مخفی هستند که عیسی زنده گفت و برادر دوقلویش، یهودا توماس، آنها را نوشت.»
محتوای انجیلهای کشفشده
مجموعه ناگ حمادی شامل متون بسیار متنوعی است: انجیلهای مخفی، اشعار، توصیفات شبهفلسفی از منشأ جهان، اسطورهها، و دستورالعملهایی برای اعمال عرفانی. مهمترین آنها عبارتند از:
- انجیل توماس: مجموعهای از گفتههای عیسی که خود را «کلمات مخفی» معرفی میکند. برخی از این گفتارها شبیه آموزههای عهد جدید است اما در زمینههای ناآشنا قرار گرفتهاند و معانی تازهای مییابند. برخی دیگر کاملاً بیسابقهاند.
- انجیل فیلیپ: اعمال و گفتههایی متفاوت از عهد جدید به عیسی نسبت میدهد، از جمله اشاراتی به رابطه ویژه عیسی با مریم مجدلیه.
- انجیل حقیقت: اثری که اسقف ایرنائوس در قرن دوم آن را «سرشار از کفر» خواند و محکوم کرد.
- آپوکریفون (کتاب مخفی) یوحنا: که با پیشنهادی برای آشکار کردن «اسرار و چیزهای پنهان در سکوت» آغاز میشود.
- رعد، ذهن کامل: شعری خارقالعاده که با صدای یک قدرت الهی زنانه بیان میشود: «زیرا من اولین و آخرین هستم. من همان کسی هستم که مورد احترام و تحقیر قرار گرفته است. من فاحشه و مقدس هستم...»
- انجیل به مصریان، کتاب مخفی یعقوب، مکاشفه پولس، مکاشفه پطرس، و دهها متن دیگر.
گنوسیسیسم چیست؟
مسیحیانی که این متون را نوشته و منتشر کردهاند، «گنوسی» نامیده میشوند، از کلمه یونانی «گنوسیس» به معنای دانش یا بینش. اما این دانش، دانش عقلانی و تئوریک نیست؛ بلکه نوعی بینش شهودی و تجربی است — شناختی که از درون میآید. گنوسیها معتقد بودند که شناختن خود، در عمیقترین سطح، همزمان شناختن خداست. یکی از معلمان گنوسی میگوید: «جستجوی خدا و خلقت را رها کن. با در نظر گرفتن خودت به عنوان نقطه شروع، او را جستجو کن...»
در برابر یهودیان و مسیحیان ارتدکس که بر شکاف میان انسان و خالق تأکید دارند، بسیاری از گنوسیها این دیوار را نقض میکردند. آنها مسیر رستگاری را نه در اطاعت از یک سلسلهمراتب کلیسایی، بلکه در خودشناسی و بیداری درونی میدیدند.
چرا این متون پنهان ماندند؟
پیجلز نشان میدهد که پنهان شدن این متون نتیجه یک مبارزه سیاسی-دینی شدید در قرون دوم و سوم میلادی بود. اسقف ایرنائوس، رهبر کلیسا در لیون (حدود ۱۸۰ میلادی)، پنج جلد کتاب علیه این نوشتهها نگاشت. پنجاه سال بعد، هیپولیتوس در روم کتاب عظیمی با عنوان «ردیه بر همه بدعتها» تألیف کرد.
پس از گرویدن امپراتور کنستانتین و رسمی شدن مسیحیت در قرن چهارم، مسئله از حوزه بحث علمی به قلمرو قانون و قدرت دولتی منتقل شد. داشتن کتابهایی که به عنوان بدعت محکوم شده بودند جرم شناخته میشد و نسخههای چنین کتابهایی سوزانده و نابود میشدند. احتمالاً یک راهب از صومعه سنت پاخومیوس بود که این کتابهای ممنوعه را در کوزهای دفن کرد و آنها را برای نسلهای آینده حفظ نمود.
موضوعات اصلی کتاب
الین پیجلز در این کتاب شش موضوع اساسی را با استفاده از مقایسه منابع گنوسی و ارتدکس بررسی میکند:
- رستاخیز مسیح: آیا رستاخیز رویدادی تاریخی و جسمانی بود یا یک تجربه نمادین و معنوی؟ گنوسیها رویکرد دومی داشتند.
- سیاست توحیدی — «یک خدا، یک اسقف»: چگونه آموزه توحید با تمرکز قدرت در دست یک سلسلهمراتب اسقفی پیوند خورد.
- خدای پدر / خدای مادر: برخی گنوسیها به الوهیت زنانه باور داشتند و در نیایشهایشان خدا را هم به صورت پدر و هم مادر خطاب میکردند.
- مصائب مسیح و آزار مسیحیان: چگونه روایت رنج مسیح به مشروعیتبخشی شهادت و تسلیم در برابر اقتدار کلیسایی به کار گرفته شد.
- «کلیسای حقیقی» کیست؟: مناقشه بر سر اینکه کدام جماعت وارث راستین آموزههای عیسی است.
- عرفان و خودشناسی به مثابه شناخت خدا: بررسی سنت عرفانی گنوسی که در آن شناخت درونی خود راه به سوی الوهیت است.
اهمیت و تأثیر این کتاب
«انجیلهای گنوسی» که نخستین بار در ۱۹۷۹ منتشر شد و جایزه ملی کتاب آمریکا را دریافت کرد، یکی از تأثیرگذارترین آثار در حوزه تاریخ مسیحیت اولیه است. پیجلز نشان میدهد که آنچه امروز به عنوان «مسیحیت» میشناسیم، نتیجه یک فرآیند تاریخی از انتخاب، حذف و سرکوب بوده است، نه انتقال بیدغدغه یک حقیقت یکدست.
این کتاب سؤالهای بنیادینی مطرح میکند: چه کسی حق داشت تعریف کند که «مسیحیت واقعی» چیست؟ چرا برخی متون در کتاب مقدس جای گرفتند و برخی دیگر پنهان یا نابود شدند؟ و آیا آن مسیحیانی که کلیسا آنها را «بدعتگذار» نامید، واقعاً نگهبانان بخشی از میراث اصیلتری از آموزههای عیسی بودند؟
پیجلز این پرسشها را نه با قضاوت یکطرفه، بلکه با دقت تاریخی و با احترام به پیچیدگیهای موضوع بررسی میکند. کتاب او هم برای متخصصان تاریخ دین و هم برای خوانندگان عام که میخواهند ریشههای مسیحیت را بهتر بشناسند، خواندنی و روشنگر است.
درباره نویسنده
الین پیجلز (Elaine Hiesey Pagels) در ۱۳ فوریه ۱۹۴۳ در پالو آلتو، کالیفرنیا متولد شد. پدرش ویلیام هیزی، زیستشناس پژوهشگر و استاد دانشگاه استنفورد بود. او در خانهای علمیمزاج رشد کرد که دین در آن جایگاه چشمگیری نداشت، اما در سیزده سالگی بیداری دینی شخصی را تجربه کرد و به کلیسای انجیلی پیوست — تجربهای که بعدها به خاطر تعصب آن جماعت را ترک کرد و این چرخش، سرآغاز کنجکاوی عمیق او نسبت به تاریخ و خاستگاههای دین شد.
پیجلز تحصیلات دانشگاهی خود را در دانشگاه استنفورد آغاز کرد و در سال ۱۹۶۴ مدرک کارشناسی تاریخ و در ۱۹۶۵ کارشناسی ارشد کلاسیک دریافت کرد. سپس به دانشگاه هاروارد رفت و در سال ۱۹۷۰ دکترای مطالعات دینی خود را به پایان رساند. در همان دوره دکترا با فیزیکدان نظری هاینز پیجلز آشنا شد و در ۱۹۶۹ با او ازدواج کرد.
پس از فارغالتحصیلی، به عنوان استادیار در کالج بارنارد دانشگاه کلمبیا در نیویورک مشغول به کار شد و در ۱۹۷۴ ریاست گروه مطالعات دینی آن دانشگاه را بر عهده گرفت. در ۱۹۸۲، به دانشگاه پرینستون پیوست و به عنوان استاد کرسی «هرینگتون اسپیر پین» در رشته دین منصوب شد — جایگاهی که تا پایان دوره فعالیت علمی خود حفظ کرد.
در اوایل دهه ۱۹۷۰، پیجلز به عضویت یک تیم بینالمللی از دانشمندان درآمد که مشغول مطالعه و ترجمه متون گنوسی کشفشده در ناگ حمادی مصر بودند. ثمره این پژوهشها در سال ۱۹۷۳ با انتشار کتاب «انجیل یوحنا در تفسیر عرفانی» و در ۱۹۷۵ با «تفسیر عرفانی پولس» نمایان شد و او را به عنوان یکی از برجستهترین متخصصان مسیحیت اولیه و گنوسیسم معرفی کرد.
در ۱۹۷۹، «انجیلهای گنوسی» منتشر شد؛ کتابی که هم در میان متخصصان و هم در میان مخاطبان عام با استقبال فوقالعادهای روبرو شد. این اثر موفق به دریافت هر دو جایزه معتبر «جایزه ملی کتاب» و «جایزه انتقادی ملی کتاب» آمریکا در سال ۱۹۸۰ شد. مدرن لایبرری آن را در فهرست ۱۰۰ کتاب برتر غیرداستانی قرن بیستم قرار داد (رتبه ۷۲).
پیجلز در دهه ۱۹۸۰ دو فاجعه شخصی سنگین را تجربه کرد: در ۱۹۸۷ پسر بزرگش مارک بر اثر نقص مادرزادی تنفسی درگذشت، و یک سال بعد، در ۱۹۸۸، همسرش هاینز در یک حادثه کوهنوردی در کلرادو کشته شد. این دو از دست دادن دردناک، پرسشهای عمیقی درباره باور، مصیبت و سازوکار دین در مواجهه با غم برای او برانگیخت و مسیر پژوهشهای بعدیاش را شکل داد.
آثار بعدی او این پرسشها را دنبال میکنند: «منشأ شیطان» (۱۹۹۵) که به تبار مفهوم شیطان در سنت مسیحی میپردازد؛ «فراتر از باور: انجیل مخفی توماس» (۲۰۰۳) که به فهرست پرفروشهای نیویورک تایمز راه یافت؛ «خواندن یهودا» (۲۰۰۷)؛ «مکاشفات» (۲۰۱۲)؛ و «چرا دین؟» (۲۰۱۸) که خاطرات شخصی و تأملات علمی او را درهم میآمیزد.
در طول دوره فعالیتش، پیجلز جوایز و بورسیههای معتبر بسیاری دریافت کرده است: بورسیه راکفلر (۱۹۷۸)، بورسیه گوگنهایم (۱۹۷۹)، بورسیه مکآرتور (۱۹۸۱–۱۹۸۵)، و مدال ملی علوم انسانی آمریکا (۲۰۱۵).
الین پیجلز امروز در سن ۸۳ سالگی، همچنان به عنوان یکی از تأثیرگذارترین چهرههای تاریخ دین در جهان شناخته میشود. پژوهشهای او برای همیشه تصویر رسمی از مسیحیت یکپارچه اولیه را به چالش کشید و نشان داد که این دین در خاستگاه خود، بسیار متنوعتر، پرسشگرتر و انسانیتر از آن چیزی بود که قرنها به ما آموخته شده است.